دهانت را میبویند
مبادا که گفته باشی دوستت میدارم.
دلت را میبویند
روزگار غریبیست، نازنین
و عشق را
کنار تیرک راهبند
تازیانه میزنند.
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
در این بنبست کج و پیچ سرما
آتش را
به سوختبار سرود و شعر
فروزان میدارند.
به اندیشیدن خطر مکن.
روزگار غریبیست، نازنین
آن که بر در میکوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است.
نور را در پستوی خانه پنهان باید کرد
آنک، قصابانند
بر گذرگاهها مستقر
با کنده و ساطوری خونالود
روزگار غریبیست، نازنین
و تبسم را بر لبها جراحی میکنند
و ترانه را بر دهان.
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
کباب قناری
بر آتش سوسن و یاس
روزگار غریبیست، نازنین
ابلیس پیروز مست
سور عزای ما را بر سفره نشسته است.
خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386 ساعت 13:27| نویسنده : آتنا |
تست روانشناسی نیمکره راست مغز شما فعال تر است یا نمیکره چپ؟
1 آيا خودتان را متخصص تلقي ميكنيد؟
الف - خير ب - بله ج _ در برخي از زمينهها
2- يادآوري اسم اشخاص برايتان راحتتر است ياچهره آنها؟
الف - چهره اشخاص ب- اسم اشخاص ج-هر دو به يك اندازه
3-در مواجهه با شكست، كدام يك از گزينههايزير، طرز برخوردتان را بهتر نشان ميدهد؟
الف - نااميد شدن، دست كشيدن از آن كار و امتحانكردن چيزي جديد .
ب - سعي، تلاش و كوشش دوباره و دوباره
ج - شكست نابود كننده روح و روان است
4- كدام يك از صفات زير، بيشتر از بقيه، وصفحالتان هستند؟
الف - شهودي و دروني ب - اهل مطالعه و سنجيده ج - دقيق
5- كدام يك از گزينههاي زير، بيشتر با شماهمخواني دارد؟
الف - مايلم قوانين و مقررات خاص خودم را رعايتكنم .
ب - از گردن نهادن به قوانين و مقررات راضي وشاد هستم
ج - گاهي اوقات، قوانين و مقررات دست و پاگيرميشوند و عصبانيم ميكنند
6- زماني كه در يك جلسه گفتگو يا سخنرانيحضور داريد، كدام يك از گزينههاي زير بيشتر در شماصدق ميكند؟
الف - اكثر اوقات حواسم پرت ميشود و بهموضوعات ديگري ميانديشم . ب -به راحتي حواسم را ميتوانم روي مسألهسخنراني متمركز نمايم .
ج - فقط اگر موضوع را جالب تلقي كنم، ميتوانمحواسم را روي آن متمركز كنم .
7- آيا خودتان را شخص منظميتلقي ميكنيد؟
الف - به هيچ وجه ب - بله، كاملا ج - نسبتا، بله
8-هر چند وقت يك مرتبه به دنبال حدس وگمانهاي شخصي خود ميرويد؟
الف - هر وقت كه بتوانم ب- به ندرت ج - گاهي اوقات
9- اگر يك دفعه، هوس امتحان كردن يك كار وسرگرمي خلاقانه جديد، مثل نقاشي ياسفالگريبهسرتان بزند، چه ميكنيد؟
الف - آن را امتحان ميكنم و بعد آن رابه عنوان يكي از سرگرميهاي بيشمارديگرم توسعه ميدهم .
ب - به احتمال زياد، فقط به آن فكر ميكنم وفراتر نميروم .
ج - چندين مرتبه آن را امتحان ميكنم و بعد بهسراغ سرگرمي ديگري ميروم .
10- در مدرسه و دوران تحصيل، سركلاس كدام يك ازدرسهاي زير، بيشتراحساس راحتيميكرديد ؟ الف –هنر ب- رياضيات ج – جغرافي
11-هر چند وقت يك بار، مايليد مبلمان وتزيينات منزلتان را عوض كنيد؟
الف - بيش از سه مرتبه ظرف پنج سال ب - هر پنج سال يك مرتبه
ج - ظرف هر پنج سال، دو تا سه مرتبه
12- . وقتي مشغول شنيدن اخبار از تلويزيونهستيد، كدام يك از موضوعات زير، بيشتر از همهتوجه شما را به خود جلب ميكند؟
الف-مسايل و موضوعات مربوط به جهان و محيط ب- سياسي
ج - ورزشي
13-دام يك از گروههاي زير، بيشتر با روحياتشما سازگار هستند؟
الف _ شخصي كه از قوه تخيل زنده و پرشوريبرخوردار است .
ب _ شخصي كه بلند پرواز و جاه طلب است
ج _ شخصي كه از عقل سليم و شعور خوبيبرخوردار است
14- نظرتان در مورد هنر مدرن چيست؟
الف - آن را جالب و مهيج تلقي ميكنم .
ب - اهميت زيادي برايش قايل نيستم .
ج - گاهي ميتوانم آن را جدي تلقي كنم و گاهيبياعتنا از كنارش ميگذرم .
15- هر چند وقت يكبار، به افكار و انديشههايخصوصي خودتان پناه ميبريد؟ الف - به وفور ب - خيلي به ندرت ج - گاه و بيگاه
16- زماني كه وارد يك سالن يا تالار ميشويد،در حالي كه بليط رزرو شده نداريد، ترجيح ميدهيدكه روي صندلي كدام سمت بنشينيد؟
الف - سمت چپ ب - سمت راست ج- فرقي نميكند
17به نظر شما، مزيت بازنشسته شدن چيست؟
الف - برخورداري از وقت بيشتر براي آغازفعاليتهاي جديد بيشمار ديگر
ب - برخورداري از وقت بيشتر براي هم نشيني بااقوام و دوستان
ج - رهايي از برنامه يكنواخت و منظم و كسلكننده كاري
18- كدام يك از صفات زير، بيشتر از بقيه با شماسازگار است؟
الف - پيچيده ب - واقع بين ج - عادي و گاهي منحصر به فرد
19-در حال حاضر، كدام يك از حالات زير بيشتربا روحيه شما سازگار هستند؟ الف - متفكر، جدي و دقيق ب - تحت فشار روحي
ج - پركار، پر مشغله و پرجنب و جوش
20- . آيا قادريد به طور تقريبي بگوييد كه چندروز را بدون نگاه كردن به ساعت پشتسرگذاشتهايد ؟
الف - راستش درست نميدانم، چون گاهي زمان رابه كلي فراموش ميكنم . ب- بله، به راحتي ج - گاهي اوقات
21-در صورت مواجهه با كدام يك از موارد زير،به شدت سر خورده، نااميد و عصباني ميشويد؟
الف -زماني كه وقت كافي براي انجام كارهايي كهدوست دارم، نداشته باشم ب - زماني كه در رأس امور مربوط به حرفهام قرارنداشته باشم
ج - زماني كه پيشرفتها، موفقيتها، دستاوردهاو سخت كوشي هايم ناديده گرفته شوند
22-در مورد اين جمله: بزرگترين معلم و راهنما،تجربه است، نظرتان چيست؟ الف-كاملا با آن موافق هست ب -اصلا موافق نيستم ج - موافقم
23- در شرايط مطلوب، كدام يك از گزينههايزير را ترجيح ميدهيد
الف - حرفهاي كه كاملا غير قابل پيش بيني و توأم باتجربيات بي شمار و جديد باشد
ب _ داشتن يك حرفه مشخص و يكنواخت
ج _حرفهاي كه فرصت يادگيري چيزي جديد را دراختيارتان قرار دهد
24-آيا تصور ميكنيد كه توضيح دهنده خوبيهستيد؟
الف-خير ب- بله ج در حد متوسط 25- . در هنگام انجام كدام يك از موارد زير،بيشتر احساس راحتي به شما دست ميدهد؟
ا لف - در حين انجام يك كار تخصصيتر مثل وررفتن با موتور ماشينتان به منظور تعمير آن
ب - در حين نوشتن يك نامه يا گزارش
ج - در حين انجام يك كار دستي مثل نقاشي
ادامه مطلب
پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 ساعت 21:37| نویسنده : آتنا |
تلفن همراه یک مرد زنگ میزند او بی هیچ زحمتی طی یکی دو ثانیه دست در جیب میکند و به تلفن جواب میدهد. جواب دادن زنان به تلفن همراه البته، داستانی جدا دارد.
موبایل خانم زنگ میزند ولی موبایل در کیف دستی اوست. بنابراین او بایستی دستش را در کیف دستی فرو کند و اینقدر بگرداند تا چیزی که ابعادش مشابه موبایل باشد به دستش بخورد. این کار البته همیشه به همین آسانی برگزار نمیشود. بیشتر مواقع برای پیدا کردن تلفن، اول باید کیف دستی بزرگ را از روی دوش به زمین گذاشت و کلی از خرتوپرتهایی را که عمری برای جمعآوری آن صرف شده از کیف به بیرون ریخت.
اینکه واقعاً در کیف دخترها چهجور خردهریزهایی روی هم سوار شده که تلفن موبایل را اینگونه اسیر نگه میدارد برای بسیاری مردها جای سؤال و حیرت است. به هر حال، واقعیت اینست که کیف دستی احتمالاً از لازمترین ملزومات برای یک زن امروزی بهشمار میآید.
چکیدهای از کل زندگی یک زن در کیف دستی او فراهم آمده و احتمالاً بررسی داخل این کیف دستی بهترین راه برای شناختن شخصیت اوست.
لیندا رینولدز، یک روانشناس ساکن دبی میگوید: "کیف دستی یک زن، تصویری واقعی از شخصیت اوست". او لوازم اصلی شخصی زندگی خود را در کیف با خود همراه میبرد، بنابر این مجموعه این لوازم گویای نوع شخصیت اوست".
لوازم آرایش، کلید و سوئیچ، تلفن همراه، دفترچه خاطرات، هر زنی چیزهای دیگری را با خود همراه دارد ولی میشود گفت اعضاء هر گروهِ شخصیتی، تقریباً چیزهای مشابهی با خود دارند. بانوان منظم وسایل خود را مرتب در کیف میچینند. خودمریضپنداران عطر و دستمال مرطوب بهداشتی و مُسکن و آسپیرین و اینها با خود دارند و تیپهای هپلیهپو احتمالاً هر چیز دم دستشان میآید درون کیفی بزرگ میریزند و تا چیزی نشکند ترتیبی به لوازم خود نمیدهند.
کيف من منطقه آزاد من است
سارا دیویس خانمی ۲۸ ساله است که در بخش بازاریابی در دبی شاغل است. کیف دستی سارا به رنگ برنز و طرح آن مطابق مد روز است، ولی ویژگی اصلی کیف او جادار بودن آن است. از وسایل معمولی مانند کیف پول و کیف لوازم آرایش و کلید و موبایل که بگذریم نگاهی دزدانه ولی کوتاه به اعماق کیف دستی او "لوازم" زیر را افشاء میکند: قرصهای تنقلاتی تیکتاک در جعبهای درباز، ماتیکهایی که سرشان افتاده، بوم لب (کرم ضد خشکی لب) که معلوم نیست تاریخش کی گذشته، خردههای تنباکو (با اینکه او ۵ ماه است دیگر سیگار نکشیده)، پول خرد خارجی باقیمانده از آخرین تعطیلاتش، رواننویسهایی که جوهرشان در آمده، چند فقره کاغذ مچالهشده پر از لکه، و مسواکی بدون جعبه که انگار با آن ظروف نقره را برق انداختهاند.
سارا با روانشناس ما موافق است که این کیف نشانهای از بیمبالاتی، بینظمی مفرط و ناتوانی مزمن در دور انداختن چیزها است. اما او اذعان میکند که اگر قرار بود دیگران بتوانند داخل کیفش را ببینند آن را مرتب میکرد.
سارا میگوید: کیف من بهنوعی منطقه آزاد شخصی خودم است. تنها کسی که میتواند داخل کیفم را ببیند خودم هستم برای همین هم نیازی نمیبینم که آن را مثل دسته گل نگه دارم. در حالیکه اگر سری به میزم در محل کارم بزنید می بینید که منظم و مرتب است چونکه میز جایی است که همه میبینند و یک فضای مشترک است".
وسواس مارک مشهور
مارک کیفی که دینا دارد از مارکهای معروف است. دینا که ۳۲ سال دارد در بخش مُد کار میکند. او میگوید که مزیت اصلی کیفش اینست که از روز تا شب جوابگوی امورات اوست. او میگوید: اگر قرار باشد بعد از کار مستقیم به گردش بروم همیشه در کیفم چیزی هست که بتوانم به سر و وضعم برسم". کیف دستی او تر و تمیز و بسیار مرتب است، ذرهای هم اَت و آشغال در آن پیدا نمیشود.
دینا ادامه میدهد: کیفهای من مرتباند چونکه آنها را زود به زود عوض میکنم تا از مد روز عقب نمانم. داشتن کیف شیک با مارک خوب به من احساس رضایت میدهد. میدانم از کیفهایم پیداست که آدم مادیگرایی هستم ولی خب چه کنم، هستم دیگر. من عاشق مارک ام، عاشق کیفهای گرانقیمت ام و پيش آمده که کيفی را که حتی ظاهر عجیب و نچسبی داشته چون در مجله مد «ووگ» آمده بخرم و حمل کنم.
چمدانک
روانشناس ما سریعاً متوجه شد که دینا کسی است که از پس وظایف سخت زندگی بر میآید. او هر روز صبح که بلند میشود بر روی انتخاب یکی از کیفهای آلامد خود فکر میکند. کیفها معمولاً باید با رنگ لباسی که میپوشد هم، جور باشند. اوضاع بیعیبونقص کیف او نشاندهنده دقت و ظرافت او در مورد چیزهای مورد علاقهاش است ولی از سوی دیگر دلبستگی او به مارک و اسم نشانگر مقداری کمبود در اعتماد بهنفس است.
هر دختری یک جور کیفی دارد و کیفها چه بههمریخته باشد چه مرتب، آنچه که معلوم است اینست که کیف دستی تسلط ویژهای بر خانمها دارد تا جائیکه میتواند باعث ایجاد یا به هم خوردن یک رابطه بشود.
کَری برَدشاو در سریال تلویزیونی آمریکایی «سکس و شهر» را هر کس دیده باشد به خاطر میآورد که در یکی از داستانها، رابطه او با مردی به نام «مستر بیگ» به مرحله جدی رسید. مستر بیگ از او خواست که شب را پیشش بماند. کری در جواب گفت که علاقه دارد بماند ولی متأسفانه به هیچ وجه برایش مقدور نیست چونکه شرکت مد فِندی در آن فصل فقط کیف دستیهای کوچک به بازار آورده و هیچ راهی برای کری نبوده تا لوازم کافی برای سر کردن شب در خانهای دیگر را همراه خود بیاورد.
این شاید مقداری اغراقآمیز باشد ولی هیچ موقع دست کم نگیرید که کیف دستی زنانه چه کارها میتواند بکند!
شخصيت شما در کيف شما پنهان است
زیربغلی:
کیف دستیهایی که کوچکترند و خوب زیر بغل قرار میگیرند نشانه کلاس و فرهیختگی هستند. یک زن شاغل معمولاًاز این نوع کیف دستی استفاده میکند.
گنده و جادار:
کیفهای بزرگ، قلنبه و حجیم برای حالتهای غیر رسمی هستند و معمولاًجوانترها بهدست میگیرند. این جور کیفها بیشتر برای دخترانی هستند که وسایل زیادی لازم دارند. دخترهای خاکی و کمخرج معمولاً کیفهای بزرگ حمل میکنند.
آلامد:
کیف دستیهایی با مارک طراحهای بزرگ مد اغلب به خاطر قیمتهای بالایشان با بانوان شیک و پرخرج مربوط دانسته میشوند. البته اینکه خانمی مدتها پسانداز میکند تا یک کیف مد روز بخرد نشان میدهد که پشتکارش برای بهدست آوردن چیزهایی که دوست دارد زیاد است.
چمدانک:
زنانی که کیف مستطیلی چمدانیشکل به دست میگیرند دوست دارند که منحصر بهفرد باشند. اینگونه خانمها نظر و سلیقه خود را دارند و از دیگران دستور قبول نمیکنند.
کیف چرمی با زیپ و سگک:
زنان حامل این نوع کیفها معمولاً دوست دارند آن روی هيجانی و پرتمنای خود را به دیگران نشان بدهند. آنها گرايش به اين دارند که پيش از آن که فکر کنند عمل کنند و هميشه آماده تفريح خوش گذراندن اند.
موبایل خانم زنگ میزند ولی موبایل در کیف دستی اوست. بنابراین او بایستی دستش را در کیف دستی فرو کند و اینقدر بگرداند تا چیزی که ابعادش مشابه موبایل باشد به دستش بخورد. این کار البته همیشه به همین آسانی برگزار نمیشود. بیشتر مواقع برای پیدا کردن تلفن، اول باید کیف دستی بزرگ را از روی دوش به زمین گذاشت و کلی از خرتوپرتهایی را که عمری برای جمعآوری آن صرف شده از کیف به بیرون ریخت.
اینکه واقعاً در کیف دخترها چهجور خردهریزهایی روی هم سوار شده که تلفن موبایل را اینگونه اسیر نگه میدارد برای بسیاری مردها جای سؤال و حیرت است. به هر حال، واقعیت اینست که کیف دستی احتمالاً از لازمترین ملزومات برای یک زن امروزی بهشمار میآید.
چکیدهای از کل زندگی یک زن در کیف دستی او فراهم آمده و احتمالاً بررسی داخل این کیف دستی بهترین راه برای شناختن شخصیت اوست.
لیندا رینولدز، یک روانشناس ساکن دبی میگوید: "کیف دستی یک زن، تصویری واقعی از شخصیت اوست". او لوازم اصلی شخصی زندگی خود را در کیف با خود همراه میبرد، بنابر این مجموعه این لوازم گویای نوع شخصیت اوست".
لوازم آرایش، کلید و سوئیچ، تلفن همراه، دفترچه خاطرات، هر زنی چیزهای دیگری را با خود همراه دارد ولی میشود گفت اعضاء هر گروهِ شخصیتی، تقریباً چیزهای مشابهی با خود دارند. بانوان منظم وسایل خود را مرتب در کیف میچینند. خودمریضپنداران عطر و دستمال مرطوب بهداشتی و مُسکن و آسپیرین و اینها با خود دارند و تیپهای هپلیهپو احتمالاً هر چیز دم دستشان میآید درون کیفی بزرگ میریزند و تا چیزی نشکند ترتیبی به لوازم خود نمیدهند.
کيف من منطقه آزاد من است
سارا دیویس خانمی ۲۸ ساله است که در بخش بازاریابی در دبی شاغل است. کیف دستی سارا به رنگ برنز و طرح آن مطابق مد روز است، ولی ویژگی اصلی کیف او جادار بودن آن است. از وسایل معمولی مانند کیف پول و کیف لوازم آرایش و کلید و موبایل که بگذریم نگاهی دزدانه ولی کوتاه به اعماق کیف دستی او "لوازم" زیر را افشاء میکند: قرصهای تنقلاتی تیکتاک در جعبهای درباز، ماتیکهایی که سرشان افتاده، بوم لب (کرم ضد خشکی لب) که معلوم نیست تاریخش کی گذشته، خردههای تنباکو (با اینکه او ۵ ماه است دیگر سیگار نکشیده)، پول خرد خارجی باقیمانده از آخرین تعطیلاتش، رواننویسهایی که جوهرشان در آمده، چند فقره کاغذ مچالهشده پر از لکه، و مسواکی بدون جعبه که انگار با آن ظروف نقره را برق انداختهاند.
سارا با روانشناس ما موافق است که این کیف نشانهای از بیمبالاتی، بینظمی مفرط و ناتوانی مزمن در دور انداختن چیزها است. اما او اذعان میکند که اگر قرار بود دیگران بتوانند داخل کیفش را ببینند آن را مرتب میکرد.
سارا میگوید: کیف من بهنوعی منطقه آزاد شخصی خودم است. تنها کسی که میتواند داخل کیفم را ببیند خودم هستم برای همین هم نیازی نمیبینم که آن را مثل دسته گل نگه دارم. در حالیکه اگر سری به میزم در محل کارم بزنید می بینید که منظم و مرتب است چونکه میز جایی است که همه میبینند و یک فضای مشترک است".
وسواس مارک مشهور
مارک کیفی که دینا دارد از مارکهای معروف است. دینا که ۳۲ سال دارد در بخش مُد کار میکند. او میگوید که مزیت اصلی کیفش اینست که از روز تا شب جوابگوی امورات اوست. او میگوید: اگر قرار باشد بعد از کار مستقیم به گردش بروم همیشه در کیفم چیزی هست که بتوانم به سر و وضعم برسم". کیف دستی او تر و تمیز و بسیار مرتب است، ذرهای هم اَت و آشغال در آن پیدا نمیشود.
دینا ادامه میدهد: کیفهای من مرتباند چونکه آنها را زود به زود عوض میکنم تا از مد روز عقب نمانم. داشتن کیف شیک با مارک خوب به من احساس رضایت میدهد. میدانم از کیفهایم پیداست که آدم مادیگرایی هستم ولی خب چه کنم، هستم دیگر. من عاشق مارک ام، عاشق کیفهای گرانقیمت ام و پيش آمده که کيفی را که حتی ظاهر عجیب و نچسبی داشته چون در مجله مد «ووگ» آمده بخرم و حمل کنم.
چمدانک
روانشناس ما سریعاً متوجه شد که دینا کسی است که از پس وظایف سخت زندگی بر میآید. او هر روز صبح که بلند میشود بر روی انتخاب یکی از کیفهای آلامد خود فکر میکند. کیفها معمولاً باید با رنگ لباسی که میپوشد هم، جور باشند. اوضاع بیعیبونقص کیف او نشاندهنده دقت و ظرافت او در مورد چیزهای مورد علاقهاش است ولی از سوی دیگر دلبستگی او به مارک و اسم نشانگر مقداری کمبود در اعتماد بهنفس است.
هر دختری یک جور کیفی دارد و کیفها چه بههمریخته باشد چه مرتب، آنچه که معلوم است اینست که کیف دستی تسلط ویژهای بر خانمها دارد تا جائیکه میتواند باعث ایجاد یا به هم خوردن یک رابطه بشود.
کَری برَدشاو در سریال تلویزیونی آمریکایی «سکس و شهر» را هر کس دیده باشد به خاطر میآورد که در یکی از داستانها، رابطه او با مردی به نام «مستر بیگ» به مرحله جدی رسید. مستر بیگ از او خواست که شب را پیشش بماند. کری در جواب گفت که علاقه دارد بماند ولی متأسفانه به هیچ وجه برایش مقدور نیست چونکه شرکت مد فِندی در آن فصل فقط کیف دستیهای کوچک به بازار آورده و هیچ راهی برای کری نبوده تا لوازم کافی برای سر کردن شب در خانهای دیگر را همراه خود بیاورد.
این شاید مقداری اغراقآمیز باشد ولی هیچ موقع دست کم نگیرید که کیف دستی زنانه چه کارها میتواند بکند!
شخصيت شما در کيف شما پنهان است
زیربغلی:
کیف دستیهایی که کوچکترند و خوب زیر بغل قرار میگیرند نشانه کلاس و فرهیختگی هستند. یک زن شاغل معمولاًاز این نوع کیف دستی استفاده میکند.
گنده و جادار:
کیفهای بزرگ، قلنبه و حجیم برای حالتهای غیر رسمی هستند و معمولاًجوانترها بهدست میگیرند. این جور کیفها بیشتر برای دخترانی هستند که وسایل زیادی لازم دارند. دخترهای خاکی و کمخرج معمولاً کیفهای بزرگ حمل میکنند.
آلامد:
کیف دستیهایی با مارک طراحهای بزرگ مد اغلب به خاطر قیمتهای بالایشان با بانوان شیک و پرخرج مربوط دانسته میشوند. البته اینکه خانمی مدتها پسانداز میکند تا یک کیف مد روز بخرد نشان میدهد که پشتکارش برای بهدست آوردن چیزهایی که دوست دارد زیاد است.
چمدانک:
زنانی که کیف مستطیلی چمدانیشکل به دست میگیرند دوست دارند که منحصر بهفرد باشند. اینگونه خانمها نظر و سلیقه خود را دارند و از دیگران دستور قبول نمیکنند.
کیف چرمی با زیپ و سگک:
زنان حامل این نوع کیفها معمولاً دوست دارند آن روی هيجانی و پرتمنای خود را به دیگران نشان بدهند. آنها گرايش به اين دارند که پيش از آن که فکر کنند عمل کنند و هميشه آماده تفريح خوش گذراندن اند.
پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 ساعت 21:34| نویسنده : آتنا |
نام سه حيوان را به ترتيب علاقه بنويسيد و براي هر کدام از اين سه جاندار سه مشخصه که باعث علاقه شما به آن ها شده را بنويسيد.
2. حالا نوبت درياست! نظرتان راجع به دريا چيست؟ سه مشخصه بنويسيد.
3. جنگل؛ سه مشخصه راجع به جنگل بنويسيد.
4. رودخانه؛ سه مشخصه راجع به رودخانه بنويسيد.
پاسخ را بعد از دادن جواب بخوانيد.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پاسخ ها:
1. سه مشخصه اي که براي حيوان اول نوشتيد در واقع نظر خودتان راجع به خودتان است.
سه مشخصه اي که براي حيوان دوم نوشتيد در واقع خصوصياتي است که ديگران براي شما قائل اند.
سه مشخصه اي که براي حيوان سوم نوشتيد خصوصياتي است که براي همسرتان مي خواهيد.
2. دريا: ديد شما نسبت به زندگي است. شما زندگي آرام را دوست داريد و يا مواج؟ آبي يا طوفاني؟
3. جنگل: ذهنيت شما نسبت به مرگ است. مرگ از ديد شما چگونه است؟ تاريک يا روشن؟ ترسناک يا رويايي؟!
4. رودخانه: هم بيانگر رويه و خط مشي شما در زندگي است. شما فردي محافظه کار هستيد يا ميانه رو!؟
2. حالا نوبت درياست! نظرتان راجع به دريا چيست؟ سه مشخصه بنويسيد.
3. جنگل؛ سه مشخصه راجع به جنگل بنويسيد.
4. رودخانه؛ سه مشخصه راجع به رودخانه بنويسيد.
پاسخ را بعد از دادن جواب بخوانيد.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پاسخ ها:
1. سه مشخصه اي که براي حيوان اول نوشتيد در واقع نظر خودتان راجع به خودتان است.
سه مشخصه اي که براي حيوان دوم نوشتيد در واقع خصوصياتي است که ديگران براي شما قائل اند.
سه مشخصه اي که براي حيوان سوم نوشتيد خصوصياتي است که براي همسرتان مي خواهيد.
2. دريا: ديد شما نسبت به زندگي است. شما زندگي آرام را دوست داريد و يا مواج؟ آبي يا طوفاني؟
3. جنگل: ذهنيت شما نسبت به مرگ است. مرگ از ديد شما چگونه است؟ تاريک يا روشن؟ ترسناک يا رويايي؟!
4. رودخانه: هم بيانگر رويه و خط مشي شما در زندگي است. شما فردي محافظه کار هستيد يا ميانه رو!؟
پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 ساعت 21:33| نویسنده : آتنا |
حتي اگر نابغه نباشيد، ميتوانيد از استراتژيهاي كساني مثل ارسطو و انيشتين، براي تقويت قدرت خلاقيت و اداره بهتر زندگيتان استفاده كنيد.
استراتژي مهم، شما را تشويق ميكند تا به جاي پروراندن فكرها و تصورات بيهوده، كارآمد و مفيد فكر كنيد تا راهحل مشكلاتتان را خودتان به دست آوريد. «اين استراتژيها، تكنيكهاي رايج بين نابغههاي عرصه علم، هنر و صنعت در طي تاريخ بوده است.»
1ـ به مشكلات از جوانب مختلف نگاه كنيد
ديدگاههاي جديدي را انتخاب كنيد كه كسان ديگري از آن استفاده نميكنند. لئوناردو داوينچي عقيده داشت كه براي به دست آوردن علم در مورد يك مشكل، بايد ياد بگيريد كه چطور آن مشكل را به راههاي مختلف بازسازي كنيد.
2ـ تجسم كنيد!
انيشتين وقتي به حل يك مشكل فكر ميكرد، سعي ميكرد تا موضوع خود را با استفاده از نمودارهاي مختلف به چند طريق ممكن فرموله كند. او راهحلها را تجسم ميكرد. عقيده داشت كه كلمات و اعداد به آن شكل نقش مهمي در فكر كردن در مورد راهحل يك مشكل ندارند.
3ـ ايجاد كنيد!
يكي از ويژگيهاي متمايز نابغهها، استعداد توليدي و زايايي آنهاست. توماس اديسون 1093 حق ثبت اختراع داشت. او با ارائه فكر و تدبير، سودمندي وسايل اختراعي خود را تضمين ميكرد. بزرگترين دانشمندان نهتنها آثار فوقالعادهاي ميساختند، بلكه آثار بد و به درد نخوري هم در كارنامه خود داشتهاند. آنها از شكست نميترسيدند و آنقدر تلاش كردند تا به موفقيت دست يافتند.
4ـ تركيبات جديد بسازيد.
افكار، ايدهها، تصاوير و انديشههايتان را تركيب كنيد و دوباره تركيب كنيد و آنها را بهصورت تركيبات مختلف درآوريد، هرچند كه طبيعي و مناسب نباشند. قانونهاي توارث كه علم جديد ژنتيك بر پايه آن قرار داده شده توسط راهب استراليايي گريگو مندل مطرح شده كه رياضيات و بيولوژي را براي ايجاد يك علم جديد با هم تركيب كرد.
5 ـ رابطهسازي كنيد
بين موضوعات نامشابه ارتباط ايجاد كنيد. داوينچي قادر بود بين صداي زنگ و آب ارتباط ايجاد كند. ساموئل مورس توانست با مشاهده ايستگاههاي حملونقلي توسط اسب، ايستگاههاي تقويتكنندهاي براي سيگنالهاي تلگراف اختراع كند.
6 ـ متضاد فكر كنيد
فيزيكدان معروف نيلز بوهر عقيده داشت كه اگر متضادها را كنار هم بياوريد، خواهيد ديد كه افكار و انديشهتان به مرحلهاي جديد منتقل ميشود. افكار معلق و مسكوت ميتواند به شما براي خلق يك شكل جديد كمك كند
7ـ استعاري فكر كنيد
ارسطو استعاره را يكي از علامتهاي نوابغ ميدانست و عقيده داشت كه هر فردي كه ظرفيت درك شباهتهاي بين دو قلمرو كاملاً مختلف باشد و بتواند آنها را به هم ربط دهد، يك نابغه است.
8ـ خود را براي شانس آماده كنيد
هرچه براي انجام كاري تلاش كنيم و شكست بخوريم، مشغول كاري ديگر خواهيم شد. اين اولين اصل تصادف خلاقانه است. شكست زماني ميتواند سودمند باشد كه ما به آن بهعنوان يك نتيجه بيحاصل فكر نكنيم. بهجاي اين، روند كار، مولفههاي آن و طريقه تغيير آنها را تحليل كنيم تا به نتيجه برسيم. نپرسيد: «چرا من شكست خوردم؟!» بپرسيد: «چه كردهام؟!
استراتژي مهم، شما را تشويق ميكند تا به جاي پروراندن فكرها و تصورات بيهوده، كارآمد و مفيد فكر كنيد تا راهحل مشكلاتتان را خودتان به دست آوريد. «اين استراتژيها، تكنيكهاي رايج بين نابغههاي عرصه علم، هنر و صنعت در طي تاريخ بوده است.»
1ـ به مشكلات از جوانب مختلف نگاه كنيد
ديدگاههاي جديدي را انتخاب كنيد كه كسان ديگري از آن استفاده نميكنند. لئوناردو داوينچي عقيده داشت كه براي به دست آوردن علم در مورد يك مشكل، بايد ياد بگيريد كه چطور آن مشكل را به راههاي مختلف بازسازي كنيد.
2ـ تجسم كنيد!
انيشتين وقتي به حل يك مشكل فكر ميكرد، سعي ميكرد تا موضوع خود را با استفاده از نمودارهاي مختلف به چند طريق ممكن فرموله كند. او راهحلها را تجسم ميكرد. عقيده داشت كه كلمات و اعداد به آن شكل نقش مهمي در فكر كردن در مورد راهحل يك مشكل ندارند.
3ـ ايجاد كنيد!
يكي از ويژگيهاي متمايز نابغهها، استعداد توليدي و زايايي آنهاست. توماس اديسون 1093 حق ثبت اختراع داشت. او با ارائه فكر و تدبير، سودمندي وسايل اختراعي خود را تضمين ميكرد. بزرگترين دانشمندان نهتنها آثار فوقالعادهاي ميساختند، بلكه آثار بد و به درد نخوري هم در كارنامه خود داشتهاند. آنها از شكست نميترسيدند و آنقدر تلاش كردند تا به موفقيت دست يافتند.
4ـ تركيبات جديد بسازيد.
افكار، ايدهها، تصاوير و انديشههايتان را تركيب كنيد و دوباره تركيب كنيد و آنها را بهصورت تركيبات مختلف درآوريد، هرچند كه طبيعي و مناسب نباشند. قانونهاي توارث كه علم جديد ژنتيك بر پايه آن قرار داده شده توسط راهب استراليايي گريگو مندل مطرح شده كه رياضيات و بيولوژي را براي ايجاد يك علم جديد با هم تركيب كرد.
5 ـ رابطهسازي كنيد
بين موضوعات نامشابه ارتباط ايجاد كنيد. داوينچي قادر بود بين صداي زنگ و آب ارتباط ايجاد كند. ساموئل مورس توانست با مشاهده ايستگاههاي حملونقلي توسط اسب، ايستگاههاي تقويتكنندهاي براي سيگنالهاي تلگراف اختراع كند.
6 ـ متضاد فكر كنيد
فيزيكدان معروف نيلز بوهر عقيده داشت كه اگر متضادها را كنار هم بياوريد، خواهيد ديد كه افكار و انديشهتان به مرحلهاي جديد منتقل ميشود. افكار معلق و مسكوت ميتواند به شما براي خلق يك شكل جديد كمك كند
7ـ استعاري فكر كنيد
ارسطو استعاره را يكي از علامتهاي نوابغ ميدانست و عقيده داشت كه هر فردي كه ظرفيت درك شباهتهاي بين دو قلمرو كاملاً مختلف باشد و بتواند آنها را به هم ربط دهد، يك نابغه است.
8ـ خود را براي شانس آماده كنيد
هرچه براي انجام كاري تلاش كنيم و شكست بخوريم، مشغول كاري ديگر خواهيم شد. اين اولين اصل تصادف خلاقانه است. شكست زماني ميتواند سودمند باشد كه ما به آن بهعنوان يك نتيجه بيحاصل فكر نكنيم. بهجاي اين، روند كار، مولفههاي آن و طريقه تغيير آنها را تحليل كنيم تا به نتيجه برسيم. نپرسيد: «چرا من شكست خوردم؟!» بپرسيد: «چه كردهام؟!
پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 ساعت 21:25| نویسنده : آتنا |
هميشه شروع كردن سخت بوده... مخصوصا اگه يه مدت بري و دوباره برگردي و بخواي يه حرف ديگه بزني...
نميدونم.....همون ايامي كه وبلاگم رو بسته بودم و بعد از اون همش به اين موضوع فكر مي كردم كه توي اولين مطلبم --بعد از تعطيلي-- چي بنويسم...
نميدونم.....همون ايامي كه وبلاگم رو بسته بودم و بعد از اون همش به اين موضوع فكر مي كردم كه توي اولين مطلبم --بعد از تعطيلي-- چي بنويسم...
پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 ساعت 21:23| نویسنده : آتنا |

